تبليغاتX
یادخوبان

یادخوبان
شرح حال فرهیختگان وعالمان دینی 
قالب وبلاگ
رازفراق ۲۰ساله علی بن مهزیار
 
خبرگزاری فارس: حضرت فرمودند: علی بن مهزیار!اگراستغفار شما برای همدیگر نبود ما رحمتمان را از شما قطع می کردیم. همین استغفار و مهربانی که نسبت به همدیگر دارید سبب شده که لطف ما به شما برسد.
خبرگزاری فارس: رازفراق ۲۰ساله علی بن مهزیار

علی بن مهزیار اهوازی از محبین و شیفتگان امام زمان«ارواحنافداه»بود.
ایشان بیست سفر به مکه رفت تا مولا و صاحبش را زیارت کند،در سفربیستم توفیق زیارت نصیبش شد.
حال سوال این است که چرا بعد از بیست سفر؟!

وقتی که قاصدآمدعلی بن مهزیار را خدمت حضرت ببرد ازاو پرسید: چه میخواهی؟

به قاصدحضرت عرض کرد:«اریدالامام المحجوب عن العالم».من دنبال امامی میگردم که محجوب و غایب از دیدگان عالم است.

قاصدگفت :جواب غلطی دادی.«وماهوالمحجوب عن العالم ولکن حجبه سوء اعمالکم».حضرت محجوب از عالم نیست.اعمال بدشما او را محجوب کرده است.

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟ / گفتا توخود حجابی ورنه رخم عیان است

قاصدعلی بن مهزیار را آورد خدمت امام زمان«ارواحنافداه». می گوید:
وقتی خواستیم برمحضر مبارک امام زمان «ارواحنافداه» واردبشویم گفتم:اسبم را کجا ببندم؟

معلوم شد غیر از عشق حضرت چیز دیگری هم در دلش هست. آقا گفته است بیا ولی او هنوز اسبش رافراموش نکرده است. این تعلقات دنیوی ما را گرفتارکرده است.

علی بن مهزیار می گوید: خدمت حضرت رسیدم ونشستم .اولین سوال حضرت این بود:
«یااباالحسن !ماالذی بطا بک عنا الی الان»:چه شدکه تاالان به نزد ما نیامدی؟چرا تاخیر افتاد؟

«قدکنا نتوقعک لیلا ونهارا»:شب وروز منتظرتو بودیم.
(جانهای مافدای آن آقایی که شب و روزمنتظر دیدن وآمدن شیعیان ومحبینش هست.)

علی بن مهزیارگفت: من بیست سفربه خاطرشما آمدم ولی سفربیستم توفیق
پیداکردم.!!!
ولی امام زمان«ارواحنافداه»:فرمودند:
«لا ولکنکم کثرتم الاموال وتجبرتم علی الضعفاء المومنین وقطعتم الرحم الذی بینکم فای عذرلکم؟»
سه چیز باعث شده که پیش مانیایید:
۱) کثرتم الاموال : دنبال دنیا بودن.
مااین همه که درشبانه روز برای دنیا وقت می گذاریم چند ساعت برای امام زمان «ارواحنافداه» وقت گذاشتیم؟!
دنبال آقابودن بادنبال دنیا بودن جمع نمی شود.

۲) تکبروبزرگی دربرابر ضعیفان.
این تکبرهم درهمه زندگی ممکن است جاری است:درخانواده،محل کار،جامعه و… .بااین بزرگی وتکبر نباید انتظارداشته باشیم خدمت آقاشرفیاب شویم.تکبروبزرگی فقط برای خداست.

۳) قطع رحم کردن.
متاسفانه درزندگی امروز صله رحم خیلی کمرنگ شده وحتی باهربهانه ای ازدوستان وخویشاوندان فاصله می گیریم.

آیاحاضریم به خاطر امام زمانمون اختلافات را کناربگذاریم وبه دیدن همدیگربرویم؟
یعنی چیزی که آقاجان دوست ندارند.

حضرت فرمودند:اکنون چه عذری داری؟
گفتم:آقاجان مراببخش.آقاجان توبه.
حضرت فرمودند: علی بن مهزیار!اگراستغفارشما برای همدیگر نبود مارحمتمان را ازشما قطع می کردیم. همین استغفار ومهربانی که نسبت به همدیگر داریدسبب شده که لطف مابه شما برسد.

حال بنگریم چه اندازه درفکرامام زمان«ارواحنافداه»وجلب رضایتش هستیم؟!

دیدن روی توآسوده میسرنشود / این عطا بر من آلوده مقدر نشود
ادبم رنگ ریا دارد و بی اخلاصم / عملم همقدم امر تو مولا نشود
کارخود می کنم و با تو ندارم کاری / چشمم از رنج فراق تو دگر تر نشود…
"اللهم عجل لولیک الفرج وامنن علینا برضاه وهب لنا رافته ورحمته و دعائه و خیره"


موضوعات مرتبط: علمای گذشته
[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 9:6 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]

داستان تحول روحی مرحوم دولابی

حاج محمد اسماعیل دولابی

حاج محمداسماعیل دولابی و یا به قول خودش «كل اسماعیل»، هر چند از علم دین بی بهره نبود ولی با مركبی رهوارتر از علوم رسمی به سر منزل كمال ره می ‏سپرد. مركب سیر او جذبه ‏ای الهی بود كه از مجرای فیوضات قدسیه حضرت اباعبدالله ‏علیه السلام به او عطا شد...

 

خواست شیطان بد كند با من ولی احسان نمود
از بهشتــم بــرد بیـــرون بستــه جانان نمود

خواست از فــردوس بیرونـــم كنــد خـــوارم كند
عشق پیدا گشت و از مُلك و مَلَك پرّان نمود


«حاج محمداسماعیل دولابی» و یا به قول خودش «كل اسماعیل»، هر چند از علم دین بی بهره نبود ولی با مركبی رهوارتر از علوم رسمی به سر منزل كمال ره می‏ سپرد. مركب سیر او جذبه ‏ای الهی بود كه از مجرای فیوضات قدسیه حضرت اباعبدالله علیه السلام به او عطا شد. همان طریق آشنایی كه استاد گرانقدر عرفان علامه طباطبایی و مرحوم قاضی، از اسرار آن پرده برداشته ‏اند:

«سَرَیان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشكار این فضیلت هم، حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس ‏علیه السلام است.1

و خود نیز اینگونه به علامه فرموده ‏اند كه: «اگر من به جایی رسیده باشم از دو چیز است: قرآن كریم و زیارت سیدالشهدا علیه السلام»2

درباره چگونگی تحول روحی و معنوی حاج محمد اسماعیل دولابی خود ایشان چنین می ‏گوید:

«در روزگار نوجوانی به عتبات عالیات مشرف شدم. آنجا اولین بار بود كه طلبه‏ ها را می‏دیدم. بسیار علاقمندشان شدم. خیلی دلم می‏خواست كه مشغول درس و بحث شوم ولی مشكلات مانع بود از جمله زخم بدنم بود كه بسیار آزارم می‏ داد.

هر چه به حرم امیرالمؤمنین ‏علیه السلام می‏ رفتم خوب نمی‏شد، تا اینكه برای زیارت وداع روانه حرم نورانی سیدالشهداء علیه السلام شدم در حالی كه توجه به خوب شدن بیماریم نداشتم، قبل از تشرف، شیخی به بنده گفت ناراحت نباش، اینها قادرند آنچه را كه می‏خواهند اینجا به تو بدهند، در تهران به تو بدهند.

به ایران مراجعت كردم... در ایران اولین كسانی كه برای دیدن من به عنوان زائر عتباب به منزل ما آمدند دو نفر آقا سید بودند. آنها را به اتاق راهنمایی كردم و خودم برای آوردن وسایل پذیرایی رفتم. وقتی داشتم به اتاق برمی‏گشتم جلوی در اتاق پرده‏ ها كنار رفت و حالت مكاشفه‏ ای به من دست داد و در حالی كه سفره به دستم بود حدود بیست دقیقه در جای خود ثابت ماندم.

دیدم بالای سر ضریح امام حسین‏ علیه السلام هستم، به من حالی كردند كه آنچه را كه می‏خواستی از حالا به بعد تحویل بگیر. آن دو آقا سید با یكدیگر صحبت می‏ كردند و می‏ گفتند او در حال خلسه است. از همان جا شروع شد. آن اتاق شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزاخانه اباعبدالله ‏علیه السلام بود و اشخاصی كه به آنجا می ‏آمدند بی آنكه لازم باشد كسی ذكر مصیبت بكند می‏ گریستند.

در اثر عنایات حضرت اباعبدالله علیه السلام كار به گونه‏ ای بود كه خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقاجان زنجانی، مرحوم آیت‏ الله شیخ محمد بافقی و مرحوم آیت الله شاه‏ آبادی بدون اینكه من به دنبال آن‏ها بروم و از آنها التماس و درخواست كنم با علاقه خودشان به آنجا می ‏آمدند.»3

-----------------------------------------------------------------
1) دریای عرفان، شرح حال آیت اللَّه قاضی.

2) دریای عرفان، شرح حال آیت اللَّه قاضی.

3) نقل از كتاب «مصباح الهدی»، ص 15 و در «كوچه‏های عشق»، ص 45.


موضوعات مرتبط: عالمان معاصر
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 20:59 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]
نمونه‌هايي از الگوهاي تربيتي قرآن

به رغم وجود عوامل محدودكننده انسان مانند وراثت، طبيعت و جامعه، انسان مي تواند به اراده خود مسير خويش را برگزيند و از حصار عوامل محدودكننده در اطراف خود بيرون آيد; حتي اين توانايي را پيدا مي كند كه سرنوشت جديدي را براي جامعه و تاريخ خود رقم زند. براي نمونه:

ـ قرآن، همسر فرعون و حضرت مريم را به عنوان الگوهايي براي مؤمنان ذكر مي‌كند. آنان با وجود محيط ناسالم، طريق صلاح و رستگاري را برگزيدند.

ـ قرآن به تأثيرپذيري انسان از محيط و شرايط گوناگون اذعان دارد و او را نسبت به تأثيرات آنها هشدار مي دهد. در مورد فرزند حضرت نوح(عليه السلام)خداوند به صراحت مي فرمايد:
او از اهل تو نيست; زيرا به دليل متأثر شدن از عوامل محيطي ناصالح، از مسير صلاح و درستي خارج شده است.

ـ خداوند به ستايش از جوانان اصحاب كهف مي پردازد كه با هجرت از محيط فاسد، خود را از عوامل محيطي ناسالم دور ساختند و ايمان خويش را حفظ كردند.

مي توان گفت: اقدام شجاعانه سَحَره فرعون در زير پا گذاشتن موقعيت اجتماعي خود و ايمان آوردن به حضرت موسي(ع)، الگوي توبه حقيقي براي ديگران مي شود.

به اجمال، چند نمونه از الگوهاي قرآني را ذكر مي كنيم:

ـ يوسف، قهرمان مقاومت در مقابل شهوت;

ـ جوانان كهف، اسوه هاي مهاجرت در راه خدا براي رشد و هدايت;

ـ اسماعيل، نماد تسليم در مقابل فرمان خدا;

ـ ابراهيم، الگوي فطرت جويي، عادت گريزي و بت شكني;

ـ نوح، الگوي پايداري و استقامت در تبليغ دين;

ـ ايّوب، قهرمان صبر و تحمّل در شدايد روزگار;

ـ داود جوان، نمونه شهامت و شجاعت در مبارزه با طاغوت.

قرآن در همه اين موارد مي فرمايد:

«... اينان كساني هستند كه خدا هدايتشان كرده است، پس به هدايت آنان اقتدا كن...»

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 18:43 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]

گذری بر زندگی آیت‌الله مهدوی‌کنی

اولین دستگیری ایشان در سن 18 سالگی (1328 شمسی) در اردستان بود که به شکنجه، تبعید و زندانی‌شدن ایشان و بعضی از طلاب و مبلّغان همراه منجر شد. با رسیدن این خبر به قم، مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی به اقبال (نخست‌وزیر وقت) اعتراض نموده و عنوان کردند که چرا فرزندان مرا زده‌اید و دستگیر کرده‌اید.

به گزارش کلمه ، پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به بهانه انتخاب آیت‌الله مهدوی‌کنی به ریاست مجلس خبرگان رهبری مختصری از زندگی‌نامه این چهره برجسته انقلابی را منتشر کرد.

* زندگی شخصی


طلبه‌ای سختکوش در علم‌آموزی، جدی در مبارزه

آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی در 14 مرداد 1310 در ...


موضوعات مرتبط: عالمان معاصر
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 19:1 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]

ناگفته‌هایی از حیات سیاسی و انقلابی آیت‌الله مرعشی

رییس کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی در همین فتنه سال گذشته، خیلی با متانت رفتار کردند. خیلی‌ها فکر می‌کردند که ایشان همان روزهای اول برخورد می‌کنند. اما ایشان صبر کردند تا همه خودشان را نشان بدهند. در حالی که اگر همان اول برخورد می‌کردند، برای بعضی شبهه پیش می‌آمد. اما آقا صبر کردند تا اهداف آن‌ها برملا شود. با آن کارهایی که در روز عاشورا مرتکب شدند، خود را نشان دادند.

به گزارش خبرگزاری رسا، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ سیدعلی خامنه‌ای در گفت‌و‌گویی با حجت الاسلام و المسلمین سید محمود مرعشی به بازخوانی حیات سیاسی و انقلابی حضرت آیت الله مرعشی نجفی پرداخته است.

متن این گفت‌و‌گو به شرح زیر است:

قرار ما با حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمود مرعشی، در کتابخانه‌ی نفیس پدر بزرگوار ایشان حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی بود. گنجینه‌ای از نسخ خطی که یادگار آن مرجع تقلید فقید جهان تشیع است. رئیس کتابخانه در این‌باره می‌گوید: «بعضی نسخه‌ها را پدر من با نماز و روزه استیجاری خریداری کردند.»

هفتم ماه صفر، سال‌روز ارتحال این عالم بود و موضوع ...

موضوعات مرتبط: عالمان معاصر
ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 9:50 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]
نصایح شیخ جعفرمجتهدی (ره)
ظلم در حق کودک معصوم

استاد محمد علی مجاهدی نقل کرده اند :

یک سال به اتفاق همسر و دختر چهار ساله‌ام عازم مشهد مقدس شده ‌بودیم. در همان روز ورود به مشهد بلافاصله پس از عتبه بوسی حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا – علیها آلاف التحیه و الثنا – توفیق زیارت  آقای مجتهدی را پیدا كردیم.
دخترم لباس عربی چین داری به تن داشت و درحیاط خانه سرگرم بازی بود.  آقای مجتهدی رو به من و همسرم كرده، فرمودند:

چرا در حق این كودك معصوم ظلم می‌كنید؟!

 شنیدن جمله عتاب آمیز آن مرد خدا برای ما بسیار سنگین آمد! زیرا در حد توانی كه داشتیم چیزی از دخترمان فرو گذار نمی‌كردیم.
هنگامی كه آن مرد خدا تعجب ما را دید، فرمود:

این بچه دارد از بین می‌رود! طبیعت كودك خیلی لطیف است و تاب چشم زخم ندارد!

 از شنیدن این مطلب، تعجب من و همسرم بیشتر شد زیرا به چشم خود می‌دیدیم كه دخترمان با شادی كودكانه خود سرگرم بازی كردن است و مشكلی ندارد!
دقایقی گذشت ناگهان دخترم نقش زمین شد و رنگ چهره‌اش تغییر كرد و نفسش به شماره افتاد! من و همسرم از دیدن این صحنه به اندازه‌ای دست و پای ...


موضوعات مرتبط: علمای گذشته
ادامه مطلب
[ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ] [ 8:27 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]
[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 14:39 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 11:27 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]

 زندگی نامه فقهای گذشته

1.       على بن بابويه قمى

2.       ابن جنيد اسكافى

3.       سيد مرتضي علم الهدى

4.       شيخ ابوالصلاح حلبى

5.       حمزة بن عبدالعزيز ديلمى

6.       ابن حمزه معروف به عماد الدين طوسى

7.       شيخ ابوالقاسم جعفر بن حسن (محقق حلى)

8.       فخر المحققين حلى فرزند علامه حلى

9.       احمد بن فهداسدى حلى

10.   شيخ الاسلام كركى يا محقق ثانى

11.   شيخ بهاء الدين محمد عاملى (شيخ بهايى)

12.   محقق خوانسارى

13.   فاضل هندى

14.   آية الله سيد محمد مهدى بحر العلوم

15.   آية الله سيد جواد حسينى عاملى

16.   شيخ مرتضى انصارى

17.   آخوند ملا محمد كاظم خراسانى

18.   آية اللّه سيد كاظم طباطبايى يزدى

19.   آية اللّه علا مه نائينى

20.   آية اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى

21.   آية اللّه حاج ميرزا محمد فيض قمى

22.   آية اللّه سيد محمد حجت كوه كمرى

23.   آية اللّه سيد حسين بروجردى

24.   آية اللّه حاج سيد محمد محقق داماد

25.   آية اللّه ملا على معصومى همدانى

26.   آية اللّه سيد روح اللّه الموسوى الخمينى

27.   حضرت آيه الله شاه آبادى

28.   آيه الله حاج ميرزا هاشم آملى

29.   آية اللّه مرعشى نجفى

30.    ابن ابى عقيل عمانى

31.   محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد)

32.   شيخ ابو جعفر طوسى

33.   قاضى عبدالعزيز حلبى (ابن البراج)

34.   سيد ابوالمكارم ابن زهره

35.   محمد بن ادريس حلى

36.   شيخ حسن بن يوسف حلى(علامه حلى)

37.   فاضل مقداد سيورى حلى

38.   شيخ الاسلام على بن هلال جزايرى

39.   احمد بن محمد اردبيلى (مقدس اردبيلى)

40.   ملا محمد باقر سبزوارى

41.   حاج آقا جمال خوانسارى

42.   علامه وحيد بهبهايى (استاد الكل)

43.   آية الله شيخ جعفر كاشف الغطاء

44.   شيخ محمد حسن نجفى صاحب جواهر

45.   ميرزاى شيرازى

46.   ميرزا محمد تقى شيرازى

47.   آية اللّه شيخ الشريعة اصفهانى

48.   آية اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى

49.   آية اللّه حاج حسين طباطبايى قمى

50.   آية اللّه سيد محمد تقى خوانسارى

51.   آية اللّه سيد صدرالدين صدر عاملى موسوى

52.   آية اللّه سيد عبدالهادى شيرازى

53.   آية اللّه سيد محسن طباطبائى حكيم

54.   آية اللّه حاج سيد احمد خوانسارى

55.   آية اللّه سيد ابوالقاسم خويى

56.   آيه الله شيخ حسين علي تويسركانى

57.   آية اللّه سيد محمد رضا گلپايگانى

58.   آية اللّه شيخ محمد على اراكى

 


موضوعات مرتبط: علمای گذشته، عالمان معاصر
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 10:58 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]
شيخ مرتضى انصارى

(متولد 1214 ـ متوفى 1281 هـ ق )

نسبش به جابر بن عبداللّه انصارى , از صحابه بزرگوار رسول خدا (ص ) مى رسد دردزفول متولد شـده و تـا 20 سـالگى نزد پدر خود تحصيل كرده , و آنگاه همراه پدر به عتبات رفته است و علماى وقت كه نبوغ خارق العاده او را مشاهده كردند, از پدرخواستند كه او را نبرد او در عراق چهار سال تـوقـف كرد و از محضر اساتيد بزرگ استفاده كرد آنگاه در اثر يك سلسله حوادث ناگوار, به وطن خـويش بازگشت بعد از دو سال , بارديگر به عراق رفت و دو سال تحصيل كرد و به ايران مراجعت نمود تصميم گرفت ازمحضر علماى بلاد ايران استفاده كند عازم زيارت مشهد شد و در كاشان با حـاج مـلا احـمـد نـراقـى صـاحـب كـتـاب ((مستند الشيعة )), و صاحب كتاب معروف ((معراج الـسـعـادة ))فـرزنـد مـلا مـهـدى نراقى سابق الذكر ملاقات كرد و آنگاه به مشهد رفت و پنج ماه تـوقـف نـمـود شـيـخ انـصـارى سـفـرى بـه اصفهان و سفرى به بروجرد رفته و در همه سفرها, هـدفـش مـلاقات اساتيد و استفاده از محضر آنان بوده است در حدود سالهاى 1352 و 1353براى آخـرين بار به عتبات رفت و به كار تدريس پرداخت بعد از صاحب جواهرمرجعيت عامه يافت شيخ انـصـارى را ((خاتم الفقها و المجتهدين )) لقب داده اند او ازكسانى است كه در دقت و عمق نظر, بسيار كم نظير است علم اصول و بالتبع فقه را واردمرحله جديدى كرد او در فقه و اصول ابتكاراتى دارد كـه بـى سـابقه است دو كتاب معروف او, ((رسائل )) و ((مكاسب ))...


موضوعات مرتبط: علمای گذشته
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 ] [ 13:25 ] [ سید غلامعباس طاهرزاده ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب